مجموعة مؤلفين

147

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

كوه مخملى كه در دو فرسنگى كنگاور واقع است و يكى كوه امرو « 1 » است كه آب آن به كنگاور مىآيد و يكى كوه الوند است و يكى كوه بيستون ، ولى كوه بيستون ، كوه بىخيرى است كه نه آب دارد و نه علف ، ولى كوه هاى ديگر هر يك به قدر دو مقابل كوه البرز آب دارد و زارعت مىنمايند و علف اين كوه ها هم خيلى است چون وقايع نگار بيكار بايد فضولى هم گاه‌گاهى بنمايد ، لحاظاً عرض شد . [ 135 ] امشب ساعت چهار بعد از فراغ از روزنامه خوابيديم كه صبح زود حركت نمائيم . روز يك شنبه چهاردهم [ ربيع الثانى ] : [ منزل ] صحنه ، سه ساعت به صبح مانده برخاسته ، بخارى را آتش نموديم چاى درست كرده صرف شد ، بعد از چاى مشغول باركردن گرديدند ، نماز صبح را كرديم ، سوار شديم . پنج ساعت از دسته گذشته به صحنه رسيديم در منزل رعيتى منزل نموديم ، ناهار اشكنه و ماست صرف شد بعد خوابيديم ، تا دو ساعت به غروب مانده برخاسته ، چاى صرف شد ، نماز كرده بعد قدرى جستجو در لباس خودمان نموديم و قدرى از طهران سخن رانديم تا مغرب ، نماز كرده بخارى را روشن نموديم و مشغول روزنامه نويسى گرديدم در پاى بخارى . ولى امشب من و ميرزا مهدى خان و آقا سيدرضا احوال نداريم ، شام نخورديم ولى آدم‌ها كه ناخوش بودند امروز نفرى سه ، چهار يك نان محض امتحان داديم ، خوردند و باز گفتن ما سير نشديم ، خيلى اشخاص كم خوراك « 2 » هستند ، جاى ميرزا ابوالقاسم حكيم باشى خالى است كه معالجه حضرات را نمايد كه از خوراك افتاده‌اند . [ شهرت دزد صحنه و كنگاور ] در اين صحنه و كنگاور دزد زياد دارد و بايد شخص خيلى در اين دو منزل توجه نمايد ، كه بدتر از عربستان است و دزد صحنه مشهور آفاق است . از بيستون الى صحنه وقت بارندگى ، گل بسيار دارد كه يك منزل را [ 136 ] سه منزل مىكنند ، با هزار مشقت مى روند ولى زمان مراجعت ماها خشك بود همه مىگفتند اين از تفضل الهى است .

--> ( 1 ) . به نام هاى امرو له وامروالله نيز گفته شده است . ( 2 ) . اصل : خراك